| سه شنبه 30 دی 1399 | 18:28
آل نوول
دانلود رمان جدید, دانلود رمان, دانلود رمان اربابی, دانلود رمان عاشقانه, دانلود رمان طنز, سایت دانلود رمان, مرجع دانلود رمان
داستان کوتاه فرهنگ غلط

دستش رو به طرفم دراز کرد و دست دادیم. حکمتی هم سرش رو از تو اون وا مونده در اورد و
سلام کرد.
کارلوس گفت:
– hi, me too .
)سلام، همچنین(
بعد رو به بادیگاردش به فرانسوی چیزی گفت که نفهمیدم.
همراه کارلوس و بادیگارداش به قصر بزرگ کارلوس رفتیم. فکر نمیکردم اینقدر پولدار باشه!
***
وسایلم رو تو اتاقی که کارلوس در اختیارم گذاشته بود، چیدم.
پیرهن آستین بلندی از جنس حریر پوشیدم. شلوار جین قد ۹۰ همراه با کفش مشکی پاشنه ۸
سانتیم رو پوشیدم و با عطرم دوش گرفتم.
گردنبند ظریفی به گردنم انداختم و موهام رو دم اسبی بستم.
ز اتاق خارج شدم و به سمت سالن غذاخوری رفتم. حسابی گرسنم بود.
دوست داشتم بقیه اتاقها رو هم ببینم. فوضولی به گرسنگیم غلبه کرد.
خیلی خیلی بزرگ بود. بالا شهر پاریس بود این قصره. یه در بزرگ مشکی داشت که وقتی باز
میشد که زمین چمن مصنوعی میدیدی که سمت چپش استخر و سمت راستش گلخونه بود.
رو به هم یه ساختمون سه طبقه مجلل بود. طبقه اول یه سالن سمت چپ داشت که اون جوری
که دیدم، مخصوص مهمونای خاص و ویژش بود. یه سالن سمت راست بود که معلوم بود واسه
مهمونیهای خودمونیشه! رو به رو هم سه اتاق بود که یکیش درش قفل بود. یکی دیگهش اتاق
خودش بود و اون یکی هم قفل بود. یه پله شیشهای وسط بود. از پله بالا رفتم. کلی در داشت!
در اول از سمت راست، اتاقی پر از مشروب بود! در دوم سالن بزرگی بود، مثل سالن عروسی!
خواستم برم سمت اتاق سوم که با صدای کارلوس از حرکت ایستادم. به انگلیسی گفت:
-چرا اینجا هستید؟ بفرمایید به سالن غذا خوری.
لبخند مصنوعی رو ل*با*م نشوندم و همراه کارلوس به سالن غذا خوری رفتیم.
***
بعد از کلی چک و چونه زدن بالاخره قطعات رو تحویل گرفتیم. همراه حکمتی رفتم به فرودگاه و
قطعات رو همراه هواپیما به ایران فرستادم.

قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23بعد

به این اثر امتیاز دهید

بر روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

امتیاز کلی: 5 / 5. تعداد رای: 1

تاکنون رأی ندارید! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهد.

  • اشتراک گذاری
تبلیغات
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: فرهنگ غلط
  • ژانر: عاشقانه ، اجتماعی
  • نویسنده: فاطمه عبدالهی
  • ویراستار: آل نوول
  • طراح کاور: آل نوول
  • تعداد صفحات: 23
  • منبع تایپ: سایت یک رمان
https://allnovel.ir/?p=127
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

تبلیغات
موضوعات
مطالب پر لایک
  • مطلبی وجود ندارد !
تبلیغات
ورود کاربران

مطالب محبوب
  • مطلبی وجود ندارد !
درباره سایت
آل نوول
آل نوول به انگلیسی [ ALL NOVEL ]یک بستر بومی برای خواندن کتاب و داستان است و نویسندگان می توانند کتاب ها و داستان های خود را منتشر کنند تا به هزاران خواننده برسد.
آرشیو مطالب
آخرین نظرات
  • Hi nice website https://google.com : Hi nice website https://google.com...
  • آل نوول : با سلام و احترام , همراه گرامی در حال آماده سازی رمان ها هستیم و به زودی ترجمه ه...
  • rastina : سلام , خسته نباشید , لطفا رمان های ترجمه فارسی مانگا بزارید لطفا ممنون...
  • نادر صفری : سلام لطفا رمان های مانگا و مانهوا هم بزارید...
  • aref : slm lotfan bazam roman bezarid ,mamnon...
  • mahsa : آقای محمد اصلا فانتزی نبود خیلیم مان خوب جذاب واقعی و عالی بود دست نویسنده درد ن...
  • ŕèźã : سلام چرا رمان های بیشتری نمیزارید؟؟؟...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آل نوول " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.